دلگرفته ها با امیر Yad Khoda Aram BaKhSh Del HaSt |
|||||||||||||||||||
جمعه 20 مرداد 1391برچسب:, :: 23:32 :: نويسنده : امیر و خدا
مرد امدادگر بلند شد، سرش را تكان و داد رو به افسر گفت: - تموم كرده سركار! ضربه مغزي.. در هياهوي جمعيت صداي پسرك فالفروش به سختي شنيده ميشد. - تقصير من بود جناب سروان... من دوييدم وسط خيابونو صداش كردم تا بقيه پولشو بدم! كه يهو.. كه يهويي ماشين زد بهشو در رفت... افسر خم شد و چيزي را از دست بيجان دختر بيرون آورد. روي كاغذ خونآلود اين غزل را خواند؛ عيشم مدام است ازلعل دلخواه... پشت كاغذ با خطي ريز نوشته شده بود؛ زندگی بر وفق مراد تو می چرخد و به آرزوهای خود می رسی...! http://fars.tv/uploads/audio/NeNVtev3EYQrTZGLgBgj.mp3 نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ ![]() اسم:آواره.............................. شهرت:سرگردان....................... شغل:گداي محبت...................... محكوميت:به دنيا آمدن................. خوراكم:غم.............................. دلم:خون................................. كوله بارم:حسرت....................... فريادم:سكوت........................... وطنم:غربت.............................. همدمم:تنهايي.......................... جرم:زندگي كردن........................ حرفهایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود نمی گوییم و حرفهایی هست برای نگفتن؛ حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند و سرمایه ماورایی هر کس حرف هایی است که برای نگفتن دارد؛ حرفهایی که پاره های بودن آدمی اند و بیان نمی شوند مگر آنکه مخاطب خویش را بیابند... آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب آخرین مطالب ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پیوندهای روزانه پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||||
![]() |